به گزارش «سراج24»، «هیس! دخترها فریاد نمیزنند» ساخته پوران درخشنده فیلمی است درباره یک معضل بزرگ اما پنهان شده اجتماعی. اگر جزئیتر نگاه کنیم، اثری است درباره مشکلات دختران، آن بخش از جامعه که به دلیل جنسیتشان بیشتر در معرض خطر و تهدیدهای اجتماعی هستند.
«هیس!» بدون آنکه پردهدری یا حساسیت ایجاد کند یا خطوط قرمز را زیر پا بگذارد، قصه بزرگترهایی را روایت میکند که در شکلگیری یک بحران جدی در زندگی کودکانشان موثرند. کارگردان بدون محافظهکاری از خانوادهها و اولیای مدارس انتقاد میکند و خطاهایشان را به تصویر میکشد.
درخشنده به عنوان فیلمسازی که بخش اعظم کارنامه سینماییاش با واژه آموزش و آگاهی گره خورده، همواره دغدغه این را داشته که در آثارش مسائلی را که خانوادهها، زنان یا کودکان آسیبپذیر با آن دستوپنجه نرم میکنند، مطرح کند. «هیس!» در مسیر تجربههای قبلی فیلمساز قرار میگیرد، با این تفاوت که او هرگز در فیلمهای قبلی اینچنین صریح و سریع به سراغ معضل کودکآزاری نرفته بود. معضلی که بسیاری از رسانهها دربارهاش با محافظهکاری صحبت میکنند و خانوادهها همچنان اصرار بر پنهان کردن و نادیده انگاشتن آن دارند.
«هیس!» را میتوان دوست نداشت، به این نکته ایراد گرفت که تعدادی از بازیگران درست انتخاب نشدهاند، بعضی سکانسها گلدرشت و اغراق آمیزند و... اما فیلم، اثری تاثیرگذار است که تماشاگرش را همراه میکند. شخصیت اصلی آنقدر برای مخاطب سمپاتی دارد که دوستش بدارد، نگرانش شود و این قصه پردرد و اشک را به خاطرش تا انتها دنبال کند و همه اینها برای یک ملودرام که نه فقط برای سرگرمی و فروش، که برای هشدار به جامعه ساخته شده، امتیاز بزرگی است.
اگر این وجه از «هیس!» را جدی بگیریم و ضعفهای فرهنگی در مواجهه و مقابله با بحران کودکآزاری را بپذیریم، فیلم تازه پوران درخشنده به اثری مهم در این روزهای سینمای ایران تبدیل میشود که هر یک از ما میتوانیم و باید تماشایش را به دیگران توصیه کنیم. بهویژه به خانوادههایی که فرزند دختر دارند. قصهای که شیرین (طناز طباطبایی) در «هیس!» با آن روبهرو میشود تنها یک فصل از کتاب قطوری است که میتوان درباره مشکلات دختران و زنان نوشت. مشکلاتی که تنها جامعه در به وجود آوردنشان سهیم نیست. غفلت و سادهانگاری خانوادهها در قربانی شدن این دختران سهمی به مراتب پررنگتر از عامل فجایع دارد. اعتماد نسنجیده به دیگران، پنهان کردن رازهای کودک و سرپوش گذاشتن به این جرائم علاوه بر اینکه به افزایش آنها منجر شده، رسیدگی به پرونده مجرمان و عملکرد مجاری قانونی را دشوار کرده است.
کودکآزاری تنها محصول غفلت، فقر و اعتیاد نیست. درخشنده با هوشمندی قربانیان قصهاش را از طبقه مرفه جامعه انتخاب کرده، از این طریق فیلم به خانوادههایی هشدار میدهد که در پشت ظاهر دلفریب و پرزرق و برق زندگیشان بدون آنکه متوجه باشند زمینه قربانی شدن فرزندانشان را فراهم میکنند. کودکانی که حتی اگر مانند شیرین زندگیشان را به پای این حوادث نبازند، تا سالها با عواقب جسمی و روحی این آزارها درگیرند و هرگز زندگی طبیعی و سالم نخواهند داشت.
تلاش یک فیلمساز زن برای ثبت این ناهنجاریها و حساس کردن جامعه به پیامدهای شیوع چنین جرایمی، آن هم در قالب ملودرامی تاثیرگذار و با استفاده از بازیگران محبوب و شناخته شده، این فضا را برای «هیس!» فراهم میکند که دیده شود.
فروش بالای این اثر اتفاقی فرخنده و نشانهای برای موفقیت درخشنده برای رساندن پیامش به مخاطبان انبوه است، اما سیستم پخش و توزیع در سینمای ایران با محدودیتها و ضعفهای فراوان همراه است. پس قطعا بخشی از مخاطبان بالقوه فیلم بهویژه آنها که در شهرهای کوچک زندگی میکنند، امکان مواجه شدن با این تجربه را از دست میدهند.
در چنین مواردی است که نهادهای آموزشی و فرهنگی باید به همراهی فیلمساز بیایند و امکان گسترده شدن دایره مخاطبان اثر هنری را فراهم کنند.
«هیس!» را دختران هم باید ببینند. پرهیز خانوادهها از نزدیکشدن به این کانونهای بحران، حیات آنها را تداوم میبخشد و دختران را آسیبپذیرتر میکند. آگاه شدن کودکان و اطمینان دادن خانواده و جامعه به آنها برای حل مشکلات ناشی از آسیبهای جنسیتی میتواند نقطه پایانی بر تکرار این فجایع باشد.
«هیس!» فیلمی است که باید در مدارس ایران برای دختران، اولیای مدارس و خانوادهها اکران شود تا آنها در مسیری که قهرمان اثر ناخواسته طی میکند، قرار نگیرند. نمای پایانی فیلم و تاکید فیلمساز به ادامه این فاجعه و پرهیز از رضایت به یک پایان خوش تحمیلی، هشداری برای همه ماست، مایی که در نقشهای اجتماعیمان در قالب پدر، مادر، مدیر و معلم گوشی برای شنیدن حرفهای کودکان نداریم. این هشدار را جدی بگیریم.



